پنجشنبه 21 فروردین 1399  ساعت 21 و 39 دقیقه و 26 ثانیه    ویرایش: پنجشنبه 21 فروردین 1399 ساعت 22 و 34 دقیقه و 57 ثانیه
نوع مطلب: کتاب نگاری ،

اول: مهران کابلی مرد مرزهای شرقی است و اتفاتی را در مرزهای شرقی سیستان رصد می کند و بیم آن دارد که نیروهای استعماری بخش دیگری را از ایران جدا نمایند. برای همین چاره جویی می کند وطی این چاره جویی به مرکز حکومت ایران در زمان قجرها سفر می کند و اتفاقاتی او را وادار می کند تصمیمی بگیرد که خوشایند حکومت مرکزی نیست و برای او خانواده اش و مرزهای شرقی ایران اتفاقاتی رخ می دهد که داستان آن را آقای سجاد خالقی از نویسندگان خوب غرب کشور در کتاب مردمرزهای شرقی قلمی و نشر سوره مهر آن را چاپ کرده است. این رمان  جایزه ی اول داستان های حماسی را نیز به خود اختصاص داده است.
دوم : مهران کابلی در زمانه بی تفاوتی نسبت به ناموس ایرانی ومرز ایران در یک دو راهی و تصمیم کبری قرار می گیرد و البته تصمیم او مثل مردان غیرتمند ایرانی در خور ستایش است.
سوم: کتاب در مرحله صفحه بندی اشکالاتی دارد که ناشر باید در چاپ های بعدی آن در بخش بندی و نشانه گذاری بین بخش ها در هر فصل رعایت نماید.چند تا اشکال تایپی و ویراستاری هم نیز هم.
چهارم: نویسنده می توانست نبرد آخر را حماسی تر و نه در محاصره بودن مهران کابلی تمام نماید.
پنجم : در بخش هایی از رمان ، مخاطب در سردرگمی وقت و موقعیت است.
ششم:  کتاب را به علاقمندان تاریخ و سرگذشت قهرمانان ایرانی توصیه می کنم بخوانند.

   


نظرات()  
جمعه 15 فروردین 1399  ساعت 11 و 08 دقیقه و 00 ثانیه    ویرایش: جمعه 15 فروردین 1399 ساعت 11 و 13 دقیقه و 36 ثانیه
نوع مطلب: کتاب نگاری ،

کتاب جدید رضا امیرخانی در قالب سفرنامه است. او در این سفرنامه به دنبال شناخت انسان کره شمالی است. بنابراین به سختی در سفر اول سعی می کند با مردم عادی ارتباط بر قرار نماید که نتیجه چند ارتباط را ادامه می خوانید.

[ ] موقعی که به آنها نگاه می کنید هیچ کدامشان لبخند نمی زنند.

[ ] در سفر اول وقتی دو هیات حزب موتلفه ایران و حزب کارگر کره دیدار می کنند، روز بعد عکس این دیدار روی روزنامه است.

[ ] برای این که بتوانم با آنها ارتباط بگیریم، عکس دیدار دیروز را نشان یک نفر می دهم.او پشتش را به ما می کند و می رود. اصلا نمی خواهند ارتباط بگیرند.

[ ] یکی از همسفران ( مستندساز ) می خواهد از یک شیرینی فروشی عکس بگیرد، اما او مانع می شود. زن شیرینی فروش پشتش را به ما می کند تا نه عکس شیرینی فروشی باشد نه شیرینی فروش.

[ ] داخل رستورانی می شویم، پیرزن داد می زند و ما را به سمت هتل راهنمایی می کند.

[ ] یک زمین ورزشی چند نفر مشغول بازی هستند و ما سعی می کنیم وارد تیم شان شویم ، همه ایستادند و مربی شان به مترجم اعتراض کرد که این دو نفر وقت ما را می گیرند.

[ ] خودمان را به بهانه اصلاح موی سر به یک سلمانی رساندیم. آرایشگر ما را بیرون کرد. بعد فهمیدم اصلاح سر برای مردان ژتون دولتی دارد. او قانونا هم نمی توانست اصلاح کند.

[ ] در شب تابستانی بیرون می رویم و از یک زیرگذر عبور می کنیم. زیر نور زیر گذر چند محصل یا دانشجو جمع شدند و درس می خوانند. وقتی می پرسیم چرا زیر نور چراغ زیر گذر درس می خوانید ، همه جمع می کنند و بدون پاسخ به سوال می روند.

[ ] شب در یک میدان همه ایستاده اند و از یک تلویزیون بزرگ اخبار را دنبال می کنند. چند جوان محصل را می بینم. سیگار تعارف می کنیم. می گوید خیلی عالی. وقتی می پرسم انگلیسی بلد است یا نه ؟ میدان را ترک می کند و از ما دور می شود.

[ ] چند نفر روی رودخانه یخ زده ماهی گیری می کنند. سراغشان می رویم از ما دور می شوند.

[ ] در بازدید از بیمارستان به پدری که از تولد فرزندش ذوق زده شده است تبریک می گویم. با همان صورت خندان یخ می زند.

نگارنده در این سفرنامه، دیدارهایش را با برخی از مسوولان تک حزب کره‌شمالی ، بیمارستان ، برخی رمان نویس ها ، مردم شناسان ، دانشگاه، موزه ، کشت وصنعت و ... دیدار و شرح آن را از نگاه انسان شناسی منتشر کرده است. نشر افق ناشر کتاب است.

این کتاب را توصیه می کنم بخوانید و با کره‌شمالی بیشتر آشنا شوید.



   


نظرات()  
سه شنبه 5 فروردین 1399  ساعت 23 و 40 دقیقه و 00 ثانیه    ویرایش: - -
نوع مطلب: کتاب نگاری ،

ناصر عاشق می شود.بیتا بی خبر او را ترک و به آلمان می رود. ناصر همه چیز را به آتش می کشد و روانه آلمان می شود.

او را به زندان وکیل آباد مشهد بر می گردانند.
موقع آزادی از زندان کارت عروسی بیتا را به او می رسانند. او آلمان نبوده است.
ناصر آتش می گیرد. ناصر عاشق تر می شود ، #انسان_تر می شود نه در مشهد که در شاهرود و در یک کوچه بن بست که ته کوچه راهی به آسمان دارد.
همه شخصیت ها درست در موقعیت های خودشان با ویژگی های اجتماعی متفاوت قرار است متفاوت نقش شان را ایفا کنند تا شما رمانِ متفاوت هندوی شیدا را بخوانید.
کشش داستان زندگی ناصر و شخصیت های پیرامون او آن قدر جذاب است که دوست دارید بدانید هر کدامشان چه سرنوشتی خواهند داشت؟
ویژگی رمان های #سعید_تشکری وفاداری به هویت و اقلیم خراسان و مشهد است و هندوی شیدا در بین آثار او به اصطلاح امروزی تر است.
اگر در انتخاب یک رمان خوب کلافه هستید #هندوی_شیدا حالتان را خوب می کند.
هندوی شیدا را در اینترنت جستجو کنید نسخه الکترونیک هم دارد.
#کتاب_خوب
#رمان_اجتماعی

   


نظرات()  
  • کل صفحات:5  
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
  •   

مهدی ابراهیمی

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic