شنبه 27 آبان 1391  ساعت 21 و 38 دقیقه و 01 ثانیه    ویرایش: شنبه 27 آبان 1391 ساعت 23 و 47 دقیقه و 20 ثانیه
نوع مطلب:

1- در تعریف مشارکت اجتماعی حرف و نظریه فراوان است.اما امروز نیازمند تدوین الگوی عملی جلب همکاری و تعاون مردم هستیم، نه در لا به لای صدها مقاله و کتاب و روزنامه ترجمه شده ، بل همین اطراف خودمان،اطراف کوچه خودمان ، اطراف محله زندگی مان.البته تجربیات مشترکی در تمام دنیا هست که می شود از آن استفاده کرد و بهره برد.

2- دیروز بچه های محله ی ما هوای سرد سرد ، بدون نربان از تیر چراغ برق بالا می رفتند.چهره شان شاداب و با نشاط بود.سیاهه های عزاداری را نصب می کردند.حدود 7 یا 8 نفر بودند.به قیافه هایشان نمی آمد کارمند باشند.دقیق تر که نگاه کردم دو تا از بچه های همسایه ی خودمان بودند ، پس پیمان کار نصب پرده و ...هم نبودند.

3- اضمحلال مشارکت های فرهنگی و اجتماعی از وقتی شروع شد که تشکل های مردمی چشم امیدشان را از مردم برداشتند.راه افتادند داخل اتاق نهادها وسازمان ها دولتی وغیر دولتی وشهرداری و .... الان در شهرستان های کوچک هیچ هیاتی به شهرداری یا فرمانداری مراجعه نمی کند.نهایت کاری که احیانا بخشداری یا فرمانداری می کرد ، ارئه بن برنج و گوشت به قیمت تعاونی بود.
یعنی باید مردم و هیات ها پولش را پرداخت می کردند.این طوری نیست که اگر شهرداری خیابان ها را سیاهپوش کرد ، خیابان سیاهه شود و اگر خدای نکرده پای پیمانکار شهرداری شکست و یا مریض شد ، پرچم عزای حسین علیه السلام روی زمین بماند!

4- مشارکت اجتماعی یعنی ، مردم نقش اصلی شان را در زندگی اجتماعی فراموش نکنند. بی تفاوت نشوند.نسبت به هم نوع خودشان احساس مسوولیت کنند.از احوال همسایه دیوار به دیوارشان با خبر باشند. هوای هم دیگر را داشته باشند.تشکل ها از کارهای هم خبر داشته باشند.در معرفی خوبی های هم احساس افتخار کنند.مساجد با هم رفیق باشند.به همدیگر در مناسبت ها ، اوقات فراغت ، آموزش به مردم کمک کنند.وقتی نهادهای اجتماعی در این سرمایه ها مداخله کنند ، مشارکت مردم و هواداری آنها از همدیگر به حداقل می رسد.گروه های اجتماعی فعال که نگاهشان را از مردم برداشتند ، مردم هم کاری به تشکل ها ندارند. تشکل ها به جای ارتباط با مردم ، ارتباط با نهادها را توسعه می دهند به امید جذب مشارکت های مالی بیشتر و بیشتر...غافل از آن که پایگاه های مردمی شان را از دست دادند.کلاس می گذارند ، کسی شرکت نمی کند.آموزش می دهند کسی توجه نمی کند.تیم ورزش تشکیل می دهند کسی اقبال نمی کند.نهایت باز به کارها و مدل های سازمان ها و نهادها روی می آورند و گزارش آماری آماده می کنند ولی مردم محله شان قبولشان ندارند.برای همین ما در حال حاضر یک گسست شدید ارتباطی بین تشکل های مردمی و مردم محله را ناظر و شاهد هستیم.گروه های مردمی کارگر سازمان ها شده اند!

5- تشکل ها و گرو هایی که منابع پایدارشان را حفظ کردند هم چنان به حیات اجتماعی خود ادامه می دهند.هم چنان از منبع عظیم سرمایه های اجتماعی مردم تغذیه می کنند و هم چنان در حال زایش و نوآوری هستند.

6- و اما نهادها و سازمان ها به جای جلب (هدایت ، تسهیل گری ، رعایت قوانین ، آموزش و ...) مشارکت های فرهنگی و اجتماعی؛ خودشان کمر به اضمحلال مشارکت بسته اند و با وابسته نمودن تشکل ها و گروه های مختلف مردمی به منابع اندک و ناپایدار ، راه دفع مشارکت را پیش گرفته اند.

7- پول دادن به تشکل ها ، نهادهای مردمی ، انجمن ها ، محافل و مجالس فرهنگی ، اجتماعی و مردمی نه تنها خدمت نیست بلکه در دراز مدت سرمایه های عظیم و منابع بی شمار و حرکت های مقدس مردم را نیز تحت الشعاع قرار می دهد و مسوولیت پذیری مردمی را در برابر دین ، جامعه ، فرهنگ و اقتصادی که برای خود مردم است ؛ به شدت کاهش می دهد.

8- اطرافمان را دقیق تر ببینیم ، مشارکت هست ، همدلی هست ، همیاری هست ، نوع دوستی هست ، مسوولیت پذیری هست...به شرط آن که بهتر بیندیشیم و بهتر به مردم عشق بورزیم...

   


نظرات()  
دوشنبه 14 آذر 1390  ساعت 19 و 04 دقیقه و 18 ثانیه    ویرایش: - -
نوع مطلب: روز نگاری ،

   


نظر نگاری()  
  • کل صفحات:2  
  • 1
  • 2
  •   

مهدی ابراهیمی

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic