دوشنبه 14 بهمن 1398  ساعت 20 و 48 دقیقه و 21 ثانیه    ویرایش: دوشنبه 14 بهمن 1398 ساعت 21 و 15 دقیقه و 17 ثانیه
نوع مطلب: روز نگاری ،


اول:
آن چه تقدیم می کنم، له یا علیه کسی یا جریان فرهنگی نیست و امیدوارم حداقل این گونه برداشت نشود. ولی به احتمال طرف داشته باشد چون در دعوای بین دو موضع درست و غلط بی طرفی، بی شرفی است. و تاکید دارم، موضع غلط و درست ونه موضع حق و باطل که غلظت قداست یا بی قداستی نداشته باشد.
دوم: پنجره ای وحید جلیلی رو به ساختارصداوسیما باز کرد تا نسیم و بوی بارانِ نقد وزیدن گرفته باشد، اما همرزمان واقع بین نسیم را طوفانی خشن علیه مدیران صداوسیما تعبیر و تفسیر کردند.نامه اول وحید جلیلی را خواندم و پاسخ برادر غلامی را نیز هم. در پاسخ ایشان به نقد دو سریال و جریان مدیریتی حاکم بر صدا وسیما خاطرات چند سال گذشته ام را مرور کردم و بعد دو دهه می بینم این نامه،پاسخ ها و واکنش ها ، پیامد دو نگاه مدیریتی در عرصه هنر است.این ادبیات ، در لایه های مختلف نهادهای فرهنگی و هنری به طرز دیگری هم قابل رهگیری و رد یابی است.
سوم: سال ۷۷ رئیس رسانه ملی مهمان طرح ولایت (دانشجویان بسیجی) بودند.چند دانشجوی بسیجی در حلقه ای خودمانی از آقای لاریجانی با هزار ملاحظه مودبانه از وضعیت هنرمندان و برخی هنرپیشگان صداوسیما انتقاد کردند، ایشان در پاسخ گفتند:
خواهران_خودتان_را_به_صداوسیما_بفرستید!

تعدای از سوال کنندگان قانع شدند. همان طور که هر وقت می گوییم چرا مثلا در سینما ،موسیقی ، تئاتر ، کوه و دشت ، آسیب های اجتماعی ، وضعیت رضایتی بخشی از حیث تحقق آرمان های  انقلاب اسلامی دیده نمی شود ؛پاسخ فوری این است که چون خودتان حضور ندارید. والبته وقتی حضور داریم ، می گویند حرفه ای نیستید! و وقتی حرفه ای می شویم ، می گویند ، مملکت فقط مال شما نیست ، همه طیف ها و همه سلیقه ها باید حاکم باشند.! و آخرین پاسخ این است که شما هم باشید ، جریان روشنفکری بیمار غرب زده و آمریکاپرست هم باشد. تازه وقتی هم مضمون وهم محتوی مقبولیت دارد ؛ می گویند مردم الان به این مضامین گرایش ندارند.وباز همه این ها که حل می شود ؛ به بهانه تنوع سلایق ، شبکه سازی می کنند.
وباز از همان رئیس وقت رسانه ملی در سخنرانی گفتند که وقتی برخی متدین های قم مثلا به یک موسیقی اعتراض کردند در پاسخ فوری گفته اند ، اگر از این شبکه خوشتان نمی آید ، کانال را بردارید و شبکه قرآن انتخاب کنید. راست می گویند ، باید واقع بین باشیم.شبکه قرآن هم انواع سرگرمی ها را دارد. مسابقه لحن ، مسابقه صوت ، مسابقه تفسیر ، مسابقه ترجمه ، مسابقه ترجمه ، صوت قاری درخواستی ، آموزش صوت و لحن ، سخنرانی و... نگاه کنید بدون استفاده از ابزار آلات موسیقی! نواهای قرآنی بدون آهنگ جایگزین موسیقی شبکه نسیم شده است.
 پس از گذشت حدود دو دهه متوجه شدم این پاسخ های انفعالی، یک بینش مدیریتی است. این بینش مدیریتی مشکل را دوباره به خودمان بر می گرداند که چرا خواهر ما، نتوانسته هنر پیشه و هنرمند شود، بنابراین من به عنوان مدیر رسانه ملی ناچارم با همان هایی که شما انتقاد دارید، کار کنم.
بد حادثه آن است که این نگاه مدیریتی بعد از بیست سال ، در جواب انتقاداتی از جنس اینکه چرا میلیارد میلیارد از بودجه بیت المال را صرف امثال عباس نعمتی و سامان مقدم و... می کنید، به همان پاسخ قدیمی اکتفا می کنند که بچه های حزب اللهی نمی توانند نمایش تولید کنند یا در تولید اثر هنری دراماتیک تا پانزده سال آینده حرفی برای گفتن ندارند.این پاسخ را بیست سال پیش هم رئیس وقت صدا وسیما به آن چند دانشجوی بسیجی گفت.پس نقش مدیریت رسانه ملی در ساختار شکنی ها ، و شناخت فرصت ها وظرفیت های ملی چه می شود.؟ گویا بعد بیست سال باز هم حزب اللهی ها مقصرند که سوال می کنند.! همین نگاه واقع بینانه را می توان به اقتصاد وسیاست تعمیم داد.روح مدیریت تهدیدمحور و آسیبمحور همین است. چون همواره در تهدید و آسیب هستیم، وضعیت مطلوب، وضعیت موجود است و این قصه البته سرِدراز و سِرّ بخشی از ناکارآمدی هاست. البته راست می گویند چون حرکت از وضعیت موجود به سمت وضعیت مطلوب تحرک ، انرژی بالا ،عرق ریختن و درافتادن با ساختارها و...را می طلبد، بهترین کار توجیه وضعیت موجود است.
چهارم:
یکسال بعد در شرایط دوران پسادوم خردادی، نشستی در تهران برای نشریات دانشجویی برگزار شد. گفتند از وحید جلیلی دعوت کردیم که در جمع ما صحبت کند. جوانی کیف به دوش و خارج از عرف سایر سخنران ها در جمع مان نشست و از وظایف دانشجوی بسیجی ، آرمان خواهی ، عدالت طلبی ، راضی نشدن به وضع موجود ، ناکارآمدی های بسیج دانشجویی ، فرصت ها و ظرفیت های رسانه و صدا و سیما و ... صحبت کرد.به نظرم بعد آن صحبت ها، که برای بسیاری از دانشجویان تازه گی داشت؛ وی در بسیج دانشجویی ممنوع المنبر شد. (این موضوع گمانه شخصی است ولی به خاطر دارم بعد آن در نشست های بعدی دعوت نشد.)
تفاوت یا احتمالا تقابل دو نگاه فرهنگی از همین جا آغاز می شود ، اولی توجیه گر وضع موجود و دومی نگاهی انقلابی.
چهارم:
یکسال بعد در شرایط دوران پسادوم خردادی، نشستی در تهران برای نشریات دانشجویی برگزار شد. گفتند از وحید جلیلی دعوت کردیم که در جمع ما صحبت کند. جوانی کیف به دوش و خارج از عرف سایر سخنران ها در جمع مان نشست و از وظایف دانشجوی بسیجی ، آرمان خواهی ، عدالت طلبی ، راضی نشدن به وضع موجود ، ناکارآمدی های بسیج دانشجویی ، فرصت ها و ظرفیت های رسانه و صدا و سیما و ... صحبت کرد.به نظرم بعد آن صحبت ها، که برای بسیاری از دانشجویان تازه گی داشت؛ وی در بسیج دانشجویی ممنوع المنبر شد. (این موضوع گمانه شخصی است ولی به خاطر دارم بعد آن در نشست های بعدی دعوت نشد.)
تفاوت یا احتمالا تقابل دو نگاه فرهنگی از همین جا آغاز می شود ، اولی توجیه گر وضع موجود و دومی نگاهی انقلابی و نماندن در ساختارهای احتمالا خودساخته!
پنجم:۵ سال بعد فرصت همکاری و آشنایی بیشتری در مجله سوره با وحید جلیلی یافتم. مطلبی درباره فرصت های فرهنگی و هنری در آسیای میانه و نقش رایزنی های فرهنگی سوژه ی پیشنهادی وی بود و ۶ ماه زمان برد تا با ویرایش نعمت الله سعیدی با عنوان بوی جوی مولیان نمی آید همی،چاپ شد. وحید جلیلی هم چنان همان نگاه فرصت محور را برای سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی مطرح کرد. نتیجه مصاحبه با مدیران، مسوولان ، رایزنان فرهنگی و ... دست خالی آنان و فرصت های عظیمی که ما در آسیای میانه داشتیم، کاملا مشهود بود.
رایزنان فرهنگی هم توصیه شان، نگاه واقع بینانه بود.مثلا در پاسخ به این سوال که چند کتاب از مطهری یا شریعتی، چند فیلم دینی و ... برای مردمی که تشنه اسلام محمدی هستند ، ترجمه شده است؛ از ملاحظات دیپلماتیک می گفتند. البته نمایشگاه هایی در دهه فجر برگزار کرده بودند و فرمایشات امام خمینی نیز ترجمه شده بود. والبته برخی ها هم اشاره کردند که فیلم های خانوادگی مثل عروس را زیر نویس یا دوبله کرده بودند و مورد استقبال قرار گرفته بود.
پنجم:
نامه برادر غلامی به وحید جلیل حلول همان روح بیست ساله حاکم بر مدیریت هنر و رسانه ملی است.همان ادبیات سازی امثال آقای لاریجانی است.روح مطالب ایشان به روح مدیریتی امثال آقای لاریجانی نزدیک تر است. البته این یک برداشت کاملا شخصی است. مفهوم این جملات به هم نزدیک تر است که ما هنوز نیروی حرفه ای برای تولید برنامه ها و سریال های خوب در تلویزیون نداریم.
تفاوت در دو دیدگاه همین جاست که یکی می گوید، نیروی حرفه ای نداریم! و دیگری می گوید نیروی حرفه ای امتحان پس داده داریم.!
ششم:
سال ۹۳ وحید جلیلی به شهرداری مشهد آمد.اولین گفت و گویی که درباره مسایل و آسیب های مشهد آغازشد، همان نگاه فرصت محور به محلات دستور کار قرار گرفت.شورای اجتماعی محله را به عنوان یکی از ظرفیت ها و فرصت های مردمی به عنوان یکی از اولویت های کاری اعلام کرد.از همه ارکان معاونت فرهنگی و اجتماعی شهرداری خواست پیوست اجتماعی تدوین کنند. چند صد صفحه فرصت و ظرفیت در مناطق مختلف مدیریت شهری شناسایی و تدوین شد.
و البته بودند کسانی که شورای اجتماعی محله را رقیب برخی نهادهای مردمی می دانستند و تلاش کردند این ظرفیت مردمی به یک شورای محدود تقلیل یابد. ماجرای تقابل دو نگاه مدیریت فرصت محور و آسیب محور در حوزه مدیریت شهری را شاید وقت دیگری نوشتم. اما ، این شاهد مثال را برای تعمیم این دو نگاه مدیریتی در عرصه های اجتماعی آوردم تا تصور نشود این جریان فقط در نهادهای هنری و فرهنگی است؛ این مساله در فضای اجتماعی نیز قابل رهگیری است.
هفتم:
به نظر می رسد مساله فراتر از سریال بوی باران است. مساله دو نگاه مدیریتی به عرصه فرهنگ و هنراست. مساله این است که اول ظرفیت ها انکار می شود، بعد برخی مدیران طلبکار می شوند که چون ظرفیت نیروی های انقلابی فعال نیستند ما از سرناچاری و اجبار باید آنتن را زنده نگه داریم وگر نه مردم به ماهواره ها پناه می برند، و اگر ظرفیت ها اثبات شود ، برچسب حرفه ای نبودن آماده است.واگر این هم نچسبید می گویند باید واقع بین باشیم. بالاخره باید همه جریان های هنری وفرهنگی سهم داشته باشند.باید همه کنار هم باشیم.نمی شود که همه امکانات را به شما داد! وبعد تنوع سلیقه مخاطبان را پیش می کشند. جریان نگاه واقع بینی همواره برای توجیه وضعیت موجود هزار دلیل ،سند و مدرک دارد.
حرف آخر این که دوستان به جای دفاع از اشخاص ، که محترم هم هستند ؛ رویکردها،عملکردها و عمل نکردها را تحلیل و تبیین کنند.
فروکاستن پاسخگویی، و ولایت را سپر بلا قرار دادن به جای سپر ولایت شدن ، در برابر سوال ها و چالش ها، ممکن است در کوتاه مدت جواب بدهد اما در تاریخ ، این زمان تاریک خواهد بود.

   


نظرات()  

مهدی ابراهیمی

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات